سانسور کردن فروغ Censoring Forough

image-title-forough-farrokhzad

 (1935-1967) is one of the most influential figures in Iran. She was a poet, and filmmaker, and above all an anarchist. She wrote about her body, her sexual relationships in a way that revolutionised poetry and womanhood in Iran. However, as the revolution proceeded more than a decade after her sudden death, her poems, as well as her identity, became censored by a new system that oppressed women even more than the previous one. The same culture that censored her work, continued to teach me about being reserved about my identity as a woman. But finding out about the hidden truth in her poems, I found the courage to speak up. It has taken a long time for me to write in Farsi, as an Iranian person of diasporic experience, I find it too emotional to connect to my mother tongue and talk about certain subjects that are too much of a taboo in my culture. Writing this piece has been revolutionary for me, and I hope for it to be the same for fellow Iranian readers of Shades of Noir:

 

فروغ فرخزاد یکی از معروف ترین شاعران ایرانیست. و حتی یکی از معروف ترین هنرمندان زن ایرانی، به علاوه شعر نویسی، فروغ هم نقاشی میکشید هم فیلم میساخت. یکی از فیلم های معروفش به نام ؛خانه سیاه است، در باره آسایشگاه جزامیان در تبریز است.

 

https://www.youtube.com/watch?v=aDIabq10ad4

 

به یاد دارم وقتی حدود شش سال داشتم، در تلوزیون یک مستند درباره این فیلم نگاه کردم. آن زمان توی ایران زندگی میکردم، و شاید این که یک زن مستندی ساخته بود که سال ها بعد فراموش نشده بود، برای من الهام بخش باشد.

خیلی از جوانان ایرانی عاشق شعر های فروغ هستند، و شاید دلیلش این باشد که ما همیشه دنبال کسانی هستیم که قانون شکنند. و فروغ قانون زن بودن در ایران را شکست. او نگاه هنریی داشت که زن ها در فرهنگ ایرانی حقی به ابرازش ندارند. فروغ با اشعارش درباره زشتی ها و زیبایی های زن بودن در زمان زندگیه خودش نوشت. و حتی زندگیش، نمادیست برای سختی هایی که زن ها در ایران تجربه میکنند. فروغ تا آخر عمر کوتاه خود برای پس گرفتن پسر خرد سال خود از شوهر سابقش با قانون  به مبارزه پرداخت. زنهای زیادی در ایران  به این مبارزه همچنان ادامه میدهند. (در ایران بعد از طلاق، حق نگاه داری از بچه ها به پدر میرسد).

 

فرهنگ ایرانی همیشه زندگی زنان را سانسور کرده، و با شعر فروغ هم همین کار را کرده است. چند سال پیش از ایران  دیوان فروغ به دستم رسید. و دید من به شعر هنر و زن بودن برای همیشه عوض شد. فروغ برای من نماد فمینیستی و جنبش زنان در ایران است. و برای کسی که در انگلیس از الگو های غربی الهام میگیرد، مهم است که به یاد داشته باشد که هم وطنانش هم میتوانند الهام بخش باشند، و اینکه همه مزایاهای مثبت از غرب نیستند.

خواندن شعر های فروغ هم به من امید و ارامش میبخشد و هم من را عصبانی میکند. من را عصبانی میکند برای اینکه روی بعضی از صفحات کتاب به جای بیت های شعرهایی که فروغ با خون دل نوشته است، نقطه چین های سانسور جا گرفته، و فروغ که نماد یک زن قدرتمند ایرانیست هم سانسور شده. و من میدانم که برای هیچ ایرانیی این موضوع جای تعجب ندارد، اما برای خیلی از ما ها جای تاسف دارد.

 

یک مثال سانسور در شعر عروسک کوکی هست که به خاطر کلمات همبستر و پستان چهار بیت شعر سانسور شده و به نظر من با پاک کردن این دو بیت، تمام شخصییت فروغ را پاک کرده اند. فروغ از تمایلات جنسیش و عشق ورزیدن به معشوقه هایش شرمسار نبود، اما با سانسور کلمه های ساده ای که به یک قسمت بدن مثل سینه اشاره میکند، تمام تلاش هنریی او و شخصیت مهّم او به عنوان یک زن پاک شده. و مهّم ترین نکته که نباید فراموش بشود این است که فروغ زنده نیست که بر علیه سانسور اشعارش با سیستم مبارزه کند.

 

قسمت سانسور شدهء عروسک کوکی- بیت ۱۲:

 

میتوان در بازوان چیرهء یک مرد

ماده ای زیبا و سالم بود

با تنی چن سفره ای چرمین

با دو پستان درشت سخت

میتوان در بستر یک مست، یک دیوانه، یک ولگرد

بستر یک عشق را آلود

 

در هر دو غرب و شرق زن هایی که راجع به سیاست بدن و جنسیت صحبت میکنند مقابله با سانسورشده اند. اما در ایران  به وجود آمدن عدالتی که در کشور های شرقی برپاست (با اینکه این عدالت همچنان هم کافی و قانع کننده نیست)  راه خیلی طولانی در پیش دارد. اما با وجود منتقد سیاسی مثل مسیح علی نژاد و کارگردان هایی مثل دزیره اخوان و آنا لیلی امیرپور،   شاید امیدی برای پایان سانسور زنان ایرانی در آینده باشه. شاید آنها هم از شجاعت و قانون شکنی فروغ الگو میگیرند.